تأملات اجتماعی روزمره

نوشته هایی درباره جامعه

تأملات اجتماعی روزمره

نوشته هایی درباره جامعه

چند روزی است که رسماً دانشجوی دوره دکتری شده ام. از همان روزهای اول، می شنیدم که دوستان همکلاسی یکدیگر را «دکتر» صدا می زنند. البته این بار اولی نبود که با چنین چیزی برخورد می کردم؛ بارها و بارها نیز عناوین دکتر و مهندس رو در موقعیت های مختلف هنگامی که فردی  می خواسته دیگری را صدا بزند، شنیده بودم اما

 

اما این بار،  این تجربه متفاوت به نظرم آمد: شاید چون در موقعیت جدید قرار گرفته بودم. البته من که تازه ثبت نام کرده ام و در خوشبینانه ترین حالت «دانشـــجـوی دکـتـری» هستم، با خود گفتم آیا صدا کردن با اسم «دکتر» درست است؟ شخصاً به دوستان همکلاسی گفتم که حقیقتاً دوست ندارم مرا با این القاب صدا کنند و اسم من فلان است!

اما چرا اینطور است؟ به نظرم آمد که این نوع خطاب قرار دادن یکدیگر، جدای از این که گاهی به شوخی یا تمسخر است، به خاطر نوع سیستم آموزشی ماست یعنی قسمت دشوار کار  قبول شدن است و فرد به محض اینکه در آزمون هر مقطعی شرکت کرد و پذیرفته شد، می داند که دیگر کار تمام شده و بلاخره و در هر صورت مدرکی خواهد گرفت. مثلاً الان که منِ نوعی در آزمون دکتری پذیرفته شدم، میدانم که دیگر کار تمام است و از همین الان دکترم! در حالی که باید سیستم برعکس باشد و پذیرش راحت و فارغ التحصیل شدن دشوار باشد.به نظرم آمد این قبیل صدا زدن‌ها را چنین سیستم آموزشی تثبیت می کند... البته شاید!

حسین علیزاده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی