تأملات اجتماعی روزمره

نوشته هایی درباره جامعه

تأملات اجتماعی روزمره

نوشته هایی درباره جامعه

باران نم نم می بارید. هوا کمی خنک تر از روزهای قبل شده. پنجره را بستم. در سکوت قبل از خواب، صدای قطرات باران که به دیواره کانال کولر روی پشت بام می خورد را می شنیدم. صبح که از خواب برخواستم، با خودم گفتم باران باریده و حتماً هوا کمی تمیز شده! پنجره را باز کردم. به به! عجب هوایی... 

حسین علیزاده


همیشه شنیده‌ایم انسان موجودی اجتماعی است، این ادعا دلایل مختلف داشته است؛ اینکه انسانها به توانایی،  ساخته ها و کمک دیگران نیاز دارند، شاید بخشی از آنها باشد. اما می‌خواهم به یکی دیگر از این مولفه‌های اجتماعی بودن اشاره کنم و آن نیاز به تایید و قبول از طرف دیگران است: نیاز روانی به دوست داشتن و دوست داشته شدن، تنها جزئی از همان تأیید و قبول است. انتخاب دوست از همفکران و هم مسلکان نیز می‌تواند به شکلی بیانگر همین نیاز به تأیید و قبول توسط دیگران باشد: دوستانی که نظرات ما را تأیید می‌نمایند و دوستانی که نظرات و لذا خود ما را قبول می‌کنند. 

حسین علیزاده

چند روزی است که رسماً دانشجوی دوره دکتری شده ام. از همان روزهای اول، می شنیدم که دوستان همکلاسی یکدیگر را «دکتر» صدا می زنند. البته این بار اولی نبود که با چنین چیزی برخورد می کردم؛ بارها و بارها نیز عناوین دکتر و مهندس رو در موقعیت های مختلف هنگامی که فردی  می خواسته دیگری را صدا بزند، شنیده بودم اما

 

حسین علیزاده

همواره از جمعیت به عنوان یک مولفه اقتدار و عنصر توسعه و پیشرفت هر کشوری یاد می شود. اگرچه به نظر می رسد که مهم تر از کمیّت جمعیت، کیفیّت آن می باشد. شاخص های کیفیت را هم می توان از دو جنبه مدنظر قرار داد:

افزایش جمعیت

 

حسین علیزاده

چند وقتی است در تعدادی از شبکه های اجتماعی عضو شده ام اما جرات نمی کنم به انها سر به زنم! به محض اینکه معلوم می شود آنلاین هستم، هر کسی از گوشه ای پیامی می فرستد. بله، خوب است: دوستی آدمی را یاد کند اما ...

شبکه های اجتماعی


حسین علیزاده